*شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم*
*تو بشو یاس قشنگ لحظه های بی قرارم من میشم زلال بارون تا کنار تو ببارم *
کاش بدانی در تک تک لحظه هایم جای گرفتی و برای من هیچ چیزی زیباتر وآرام بخش تر از دستان مهربان تو نیست انقدر کوچیک بود دنیا که منو تو توش جا می شدیم مجنون یه شب جراتشو میداد امانت دست تو اون وقت ما تا اخر عمر راهی صحرا میشدیم اگر ما اونجوری بودیم نیاز به قایقی نبود اروم سوار موجایه بلند دریا میشدیم همه میگن که اسمون خم شده زیربارعشق اون چیزی نیست! ما واسه هم خم میشدیم ....تا میشدیم اگر یکی دلش نخواد پاییز تموم شه وبره تا ته دنیا واسه اون شب شب یلدا میشدیم چقدر دلم می خواست همه حرفامون رو بخونن مثال عاشقا واسه تموم دنیا میشدیم چقدر دلم می خواست دیگه من وتو در میون نبود همدیگرومی بوسیدیم وتا ابد ما میشدیم تقویم های ما اگر امروز رو خیلی دوست نداشت چشمامونو می بستیمو فردا سحر پا میشدیم چقدر دلم می خواست دلت پیشه یکی دیگه نبود حتی اگه یه مدتی تنهای تنها می شدیم باشه برو نداشتن حوصله رو بهانه کن ما هموناییم که پیش ادما رسوا می شدیم تجربه ی اومدنت یه درده مثله رفتنت کاش واسه هم معجزه ی روزمبادا می شدیم بزار اینو اخره سری یدونه ارزو کنم کاشکه باهم عاشق هم فقط تورویامیشدیم .........
ای ستاره روشن زندگی ام!
![]()





